سيد جلال الدين آشتيانى
563
شرح مقدمه قيصرى بر فصوص الحكم ( فارسى )
نسبت روح به بدن است ؛ لذا تصرف آنها در عالم ، روى اين ميزان امرى طبيعى است . اين بود علت كيفيت طى زمان و مكان و انطواء زمان و مكان نسبت باولياء و كمّل . از براى تصوير كيفيت طى زمان و مكان وجوه ديگرى از قبيل ايجاد و اعدام و خلع و لبس و قبض و بسط و كمون و بروز و انشاء و خلاقيت و القاء ظل و غير اينها از وجوه ذكر كردهاند كه در كتب مفصله موجود است ، ولى بهترين وجه همين وجهى است كه ذكر شد . وجود موجود دانى با جميع شئون و احوال خود مطوى در قدرت عالى است ، و هر سافلى نسبت به وجود عالى همين حكم را دارد ، لذا گفته شده كه : وجود جسمانى نسبت بعالم عقل ، حكم قطرهء مدادى نسبت به درياى بيكران دارد . حقيقت اولياء محمدين « ص » كه فوق عقل اول موجودند ، چگونه مىشود محكوم به حكم زمان و مكان باشند ! به همين جهت در شب معراج جبرئيل نتوانست به همراهى خاتم انبيا بسير وجودى خود ادامه دهد . چونكه كرد الحاح و بنمود اندكى * هيئتى كه ، گه شود زان مندگى شهپرى بگرفت شرق و غرب را * از مهابت گشت بيهش مصطفى و چون حقيقت خاتميه و ائمهء معصومين ، مظهر جميع اسماء حقند و متصرف در جميع اسماء و اعيان ثابته جميع موجودات مىباشند ، اعلى العوالى و غاية القصواى خلقت و مظهر قدرت تامهء حق و مشيت ازليه حق مطلقند و روح القدس در جنان صاغوره از حدائق باكوره آنان چشيده است ، لذا جبرئيل قدرت و توانائى نيل بمقام قاب قوسين و او ادنى را نداشت . عارف محقق شبسترى به همين نكته اشاره نموده است . فرشته گرچه دارد قرب درگاه * نگنجد در مقام لى مع اللّه گفت جبريلا بپر اندر پيم * گفت رو ، رو من حريف تو نيم احمد ار بگشايد آن پر جليل * تا ابد مدهوش گردد جبرئيل طى زمان و مكان و انطواء زمان و مكان نسبت بكمل دو معنى دارد : يكى باعتبار تصرفات ناسوتى و افعال ظاهرى . معناى ديگر ، نسبت به افعال باطنى و